روز پنج شنبه دو تا بلیط سینما واسه فیلم مطرب از سینمای سیتی سنتر خریدم واسه سانس 6 و نیم . با همسر قرار گذاشتیم 5و نیم حرکت کنیم که دیگه اگه ترافیک هم بود تا 6 و نیم رسیده باشیم . اتوبان هم به نسبت خوب بود تا اینکه نزدیکای صفه یه دفعه راه بندون شد. تصادف شده بود و ما تازه ساعت 6:40 رسیدیم سیتی سنتر . خلاصه تا ماشین را پارک کنیم و بریم بالا و من یه دسشویی برم و همسر یه کم تنقلات بخره شد ساعت7 . دل تو دلم نبود و کلی حرص خورده بودم اما خدا رو شکر فکر کنم تازه 5 دقیقه از فیلم شروع شده بود. از اونجایی که مدت طولانی توی ماشین نشسته بودم و بعد هم دو ساعتی توی سالن سینما مجبور بودم بشینم خیلی خیلی اذیت شدم و پهلوهام داشت میترکید و نی نی هم که ول کن نبود و انگار زورش چند برابر شده بود و بی وقفه لگد میزد و تکون میخورد. بازم خوبه سرگرم فیلم شده بودم و همین باعث شده بود حواسم از پهلو درد و لگدهای رزا خانم پرت بشه اما وقتی فیلم تموم شد واقعا دیگه طاقت منم تموم شده بود. فیلم دلنشینی بود و در مجموع دوستش داشتم. یه کم راه رفتیم و بهتر شدم اما باز موقع برگشت توی ماشین خیلی اذیت شدم . توی راه از رستوران غذا گرفتیم و اومدیم خونه اما وقتی رسیدم دیگه فقط افتادم روی مبل . بعد هم به زور همسر یه کم غذا خوردم و رفتم حمام تا بلکه یه دوش آب گرم یه کم حالم را بهتر کنه که البته خیلی موثر بود. خلاصه بگم که دیگه پشت دستم را داغ کردم که جایی برم که طولانی مدت بخوام از خونه دور باشم. این مدت واقعا داره سخت میگذره. احساس سنگینی و فشار میکنم. پهلوهام بدجور دردناک شدند و حس میکنم انگار استخون دنده هام له شدند !! ضربه های کوچولوم هم واقعا شدید شده و گاهی اوقات دردناک ! ولی چاره ای جز تحمل نیست. باید این دو ماه باقی مانده را هم هر جور هست طی کنم. روزها سر کار اومدن واسم سخت شده اما دارم تحمل میکنم. خدا کنه این دو ماه هم به سلامتی و به سرعت طی بشه . دیگه واقعا خسته شدم.
جمعه ظهر هم واسه ناهار رفتیم خونه مادرشوهرم و بعدش هم رفتیم هایپر یه کم خرید کردیم و اومدیم خونه. با این گرونی بنزین و شرایط افتضاح مملکت خدا به داد هممون برسه واقعا !!!
برچسب:
نویسنده: یاسین شاکری