خرید بک لینک

دیشب خواب خیلی عجیبی دیدم. از این زندگیم وارد زندگی موازی دیگه ای از خودم شده بودم!! قبلا نوشته بودم که دوست پسر و خواستگاری داشتم که نشد و به هم خورد ولی دیشب خواب دیدم که توی زندگی حالام فقط خودم بودم و دخترم. یعنی همسر نداشتم بعد از اون زندگی وارد زندگی موازی دیگه ای شدم . اونجا دخترم با پدرش زندگی میکرد و پدرش همون خواستگار قدیمم بود!! حتی توی خوابم خیلی واضح گفتم که من وارد جهان موازی شدم ! بعد با خودم فکر کردم حالا رزایی که توی اون یکی جهان داشتم چی میشه؟؟ حتما الان اون دیگه غیب میشه. اومدم توی این جهان موازی همون خواستگار سابق به اسم علی پدر دخترم بود . یه خانم و آقایی هم باهاش بودند که اون خانم خیلی هوای من را داشت و سوالی داشتم جواب میداد. اولا اینکه تصوراتی که از علی داشتم با چیزی که میدیدم خیلی فرق داشت. اینجا ادم بدی نبود . خانواده دوست و مهربون بود. اولش دخترم را ندیدم بعد اون خانم گفت رفته واسه خودش خرید کنه. من متعجب که چطور دختر به این کوچیکی را تنها فرستادند بیرون!! وقتی اومد و دیدمش بغلش کردم . بهش گفتم من مادرت هستم . محکم بغلم کرد و بهم گفت خیلی دوستت دارم. اینجا با خودم گفتم پس توی این جهان موازی چون پدر دخترم ادم بی خیالی بوده باعث شده دخترم خیلی خیلی مستقل بار بیاد ولی توی اون یکی جهان چون من مادرش بودم دخترم را خیلی ناز نازی بار آوردم!! حتی داداش کوچیکه را هم دیدمش . ازش پرسیدم اینجا دختر من را چی صدا میکنید؟؟ جواب درستی نداد. یا شاید من متوجه نشدم. انگار رفته بودیم سفر توی کویر بعد همون خانمی که گفتم همراهم بود بهم گفت دخترت را بسپار به ما و تو و شوهرت برید با هم باشید. خجالت کشیدم و گفتم نه ! ولی اون خانم من را برد حمام عمومی و بهم گفت برو یه دوش بگیر و بیا. چون میدونستند که من از سفر درازی اومدم و خسته م .بعد باز دخترم را دیدم که انگار یه کم ناخوش بود و متوجه شدم که چون پدرش اصلا ادم سختگیری نبوده و بی خیال بوده باعث شده توی دوران کرونا بیمار بشه و یه مقدار ریه هاش آسیب دیده ن . جالب اینکه توی خواب از خودم پرسیدم آیا توی اون یکی جهان که خودم خیلی دخترم را مراقبت میکردم و سالم بود اما چندان مستقل و با دل و جرات نبود بهتر بود یا توی این یکی جهان که بسیار مستقل و جسوره اما مقداری بیمار؟؟؟؟؟؟ و نتونستم جوابی بهش بدم

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 8:44 توسط بانو  | 

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:33

صفحه بندی