اواخر کتاب " مسئله ی مرگ و زندگی " هستم. داستان عشق و شیدایی اروین یالوم و همسرش مریلین که از 15 سالگی تا آخر عمر مریلین یعنی 87 سالگی ادامه داشت واقعا تکان دهنده است. به شخصه فکر میکنم زندگی بدون جستجوی عشق چقدر بی معناست! همیشه در جستجوی عشق بوده ام و در این راه خطر بسیاری کرده ام اما به نظرم ارزشش را داشت . نمی تونم کسانی را درک کنم که هیچگاه به جستجوی عشق نرفته اند و در حاشیه امن خود ایستاده اند و به خیالشان بازی را برده اند !!!!! بقول سعدی : ( دل هوشمند باید که به دلیری سپاری /که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی )
بخصوص وقتی سن آدمی از 40 میره بالا و بویژه در اواخر عمر ، بنظرم نیاز به وجود یک یار و همدم بیش از پیش احساس میشه .
نمی تونم شیوه زندگی خواهرشوهرم را درک کنم! اینکه هیچ وقت به سراغ عشق نری به نظرم زندگی را خیلی کسالت بار میکنه . مگه میشه بی عشق زنده بودن؟؟؟؟؟ مخصوصا بعد از مطالعه این کتاب خیلی خیلی دلم میخواد بهش بگم برو جلو دختر. برو و عاشق شو . خطر کن . ارزشش را داره
برچسب:
نویسنده: یاسین شاکری