مادر شوهرم اینا از اول هفته گفته بودند که یه روز میخوان بیان خونه مون . منم گفته بودم دوشنبه بیان. به مامان خودم هم گفتم که بیان تا دور هم باشیم. خواهرم را هم زنگ زدم که بگم بیان که گفت قراره برن پیست . چون این چند روز مرغ زیاد خورده بودیم تصمیم گرفتم قرمه سبزی بپزم که خوشبختانه خوشمزه هم شده بود. تعداد مهمونا کلا 6 نفر شد . 3 تا مادر شوهر و پدر شوهر و خواهر شوهرم و 3 تا هم مامان و بابا و داداش خودم . خواهرم دختر کوچیکه را صبح زود گذاشته بودند خونه مامان و رفته بودند پیست واسه همین فسقلی خاله هم مهمون ما بود. صبحش همش احساس میکردم میخوام پریود بشم . حتی چند باری رفتم دستشویی ولی دیدم هیچ خبری نیست! هنوز لکه بینی م قطع نشده. در روز 2 ، 3 مرتبه ای چند تا قطره خون میبینم و گاهی هم کمی درد دارم . مادر شوهر و خواهر شوهرمم بهم گفتن بیشتر مواظب خودت باش ممکنه باردار باشی . راستش دیگه خیلی آروم شدم و همش استرس اینکه باردار هستم یا نه را ندارم . همه چی را سپردم به خدا و گفتم صبر میکنم تا ببینم چی پیش میاد. همیشه باید گفت : الخیر فی ما وقع . خواهر شوهرم داشت توی قفسه کتابخونه م کتابهامو نگاه میکرد. کتاب چون رود جاری باش پائولو را برداشت و گفت میتونم اینو ببرم؟ گفتم اره عزیزم ولی بهت پیشنهاد میکنم اول کتاب ساحره پورتوبلو را ببر بخون خیلی زیباست . بعد که خوندی بیا بقیه کتابهای پائولو را بهت بدم.
روز خوبی بود خدا رو شکر . بعد از ظهر مهمونا رفتند منم یه کم استراحت کردم بعدش هم نشستم فایل صوتی استاد خدادای را گوش دادم و مطالبش را یادداشت کردم. خیلی مفیده حرفاش . با خودم فکر کردم چقدر از بابام ممنونم که از بچگی خوردن سوسیس و کالباس را توی خونه ما قدغن کرده بود. اون موقع ها ناراحت بودیم که چرا بابا نمیذاره سوسیس کالباس بخوریم اما کم کم جوری شد که خودمون هم دیگه هیچ تمایلی به خوردنش نداشتیم و یجورایی چندشمون میشد و حالا میفهمم که بابام با این کارش چه لطف بزرگی در حق ما کرده . تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم غذا خوردنم را اصلاح کنم.
برچسب:
نویسنده: یاسین شاکری