خرید بک لینک

الان که دارم مینویسم گل دخترم روی تخت ما خوابه و من کنارش دراز کشیدم و دارم به صدای نفس هاش گوش میدم و منتظرم بیدار که شد شیرش بدم و بشورمش و بدمش دست همسر و برم حمام یه دوش بگیرم. البته همسر هنوز از سر کار برنگشته ولی دیگه الاناست که برسه

امروز سه شنبه دقیقا ۴ هفته از تولد دلبندم میگذره و پنج شنبه یک ماهش تموم میشه

خدا رو شکر همه چیز خوبه ، گل دخترم خیلی آرومه و اغلب شبها فقط چند باری واسه خوردن شیر بیدار میشه و به ندرت پیش میاد که شب بخواد بیدار بمونه ، یکی از استثنائات دیشب بود که وقتی ساعت۳ واسه شیر خوردن بیدار شد و بعد شستمش دیگه نخوابید و تا ۵ ونیم بیدار بود !

نمیدونم دل درد نشدنش بخاطر ترنجبین بود یا نه ولی هنوزم روزی یک وعده بهش ترنجبین میدم ، احتمال میدم این آرام شدنش تاثیر ترنجبین باشه . یه چیز خوب دیگه مالیدن روغن زیتون از ماه ششم به سر سینه هام بود که باعث شد اصلا زخم نشن

خب وقتی شروع کردم به نوشتن ساعت یک ربع به ۷ بود و بعدش گل دختری بیدار شد و رفتم که بهش شیر بدم و بعد بشورمش الان هم که ساعت ۷ و نیمه خانمی در حال بازی کردنه واسه خودش ، دست و پاش را تکون میده و یه صداهایی از خودش درمیاره ، باباش هم زنگ زد که رفته نون بخره و دیرتر میاد

دیگه اینکه با وجودی که گل دخترم خیلی ارومه ولی بازم تمام وقتم یا در حال شیر دادنش هستم یا اروغ گرفتنش که البته باید اعتراف کنم در این مورد خیلی وقتها تنبلی میکنم ، یا در حال شستن و عوض کردنش ، وقتهایی هم که خوابه باید سریع صبحونه بخورم و ناهار بپزم و به کارهای عقب مونده م برسم

من سریع برم تا ارومه مقدمات شام را آماده کنم

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:56

صفحه بندی