خرید بک لینک

فکر کنم گل دختری را چشم زدم !! بر خلاف دو شبی که گفتم تا صبح خوابید این دو شب اخیر را تقریبا هر دو ساعت یک بار بیدار شد و شیر خواست !

حدودا دو هفته ای هست که رزا خانم تلاش میکنه واسه نشستن ، یعنی تا میذاریمش روی تشکش سریع کمرش را میده بالا ، بعد ما هم دستاش را میگیریم و اون خودش ماشالله خودش را میکشونه جلو و میشینه ، عاشق نشستنه !!

چند روزی هست که همش میگه آقون آقون

از خواب هم که پا میشه وقتی من یا باباش را ببینه شروع میکنه خندیدن ، صبح ها هم وقتی از خواب بیدار بشه و ببینه هوا روشن شده ذوق میکنه و میخنده !

به شدت باباییه ! کلی واسه باباش ذوق میکنه و میخنده

حتی وقتی مشغول شیر خوردنه تا صدای باباش را بشنوه سینه را ول میکنه و باباش را نگاه میکنه و میخنده و بعد هم کمرش را میده بالا که یعنی منو بغل کن !

یه بار خیلی وقت پیش وقتی داشت شیر میخورد باباش اومد و سرش را آورد سمت سینه من و گفت بخور بابا وگرنه بابا میخوره ها و بعد هم سریع سرش را کنار کشید ، رزا هم از اون روز این را یه بازی میدونه و تا موقع شیر خوردن باباش بیاد بالا سرش ، میاد سمت سینه م بعد سریع سرش را میکشه کنار و تا وقتی که باباش اونجا باشه همین بازی را ادامه میده ، تا باباش بره باز شروع میکنه شیر خوردن ! کلا خیلی بچه بازیگوشیه و مخصوصا نمیدونم چرا تا باباش را میبینه بازیگوشیش گل میکنه حسابی

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 23:40

صفحه بندی