دو روزه که حال خوشی ندارم. دیروز و امروز سر کار نرفتم. دیروز صبح خونریزیم زیاد شد و مطمئن شدم که قضیه بارداری منتفیه. دیروز فقط یه مقدار حال تهوع و کمر درد داشتم و خوشحال بودم که مثل دفعات قبل دل درد شدید نداشتم که کارم به درمانگاه و سرم بکشه. دیشب توی خواب کمر درد خیلی شدیدی اومد سراغم به حدی که داشت اشکم درمیومد ولی خدا رو شکر بعد خفیف شد و خوابم برد باز . صبح ترجیح دادم توی خونه بمونم چون وقتی از رختخواب پا میشدم حال تهوع شدید پیدا میکردم. محمد میخواست باز به خاطر من نره سر کار ولی من نذاشتم اخه دیروز هم به خاطر من موند خونه .از اونجایی که دکترم گفته بود یه ازمایش بارداری بدم که خدایی نکرده یه موقع بارداری خارج رحمی نباشه صبح زنگ زدم مامانم که بیاد با هم بریم ازمایشگاه در خونه مون. رفتیم گفت ساعت۱۲ جوابش آماده ست. مامانم گفت که میره خونه و منم تنهایی رفتم خونه. یه کم دراز کشیدم تا کمر دردم خوب بشه. چشمتون روز بد نبینه همینطور که دراز کشیده بودم یک لحظه زیر دلم آنچنان دردی گرفت که نمیتونستم نفس بکشم. با همون حال زنگ زدم مامانم و گفتم خودت را برسون دارم از دل درد میمیرم. حال تهوع وحشتناک داشتم. با اینکه معده م خالی بود ولی انگار معده م میومد تو دهنم. و به قدری دل درد داشتم که یهو افتادم کف زمین و از سر تا پام جور عجیبی شد انگار که زنبور به بدنم افتاده باشه و بعد هم انگشتای دستم کج شد و چسبید به هم. خیلی ترسیده بودم. فکر کردم اینجا اخر کاره یا فلج شدم یا الانه که از درد تموم کنم. چند دقیقه ای به همون حال بودم تا اینکه خدا رو شکر کم کم انگشتام از هم باز شد و دردم یه مقدار کاهش پیدا کرد اما باز هم تهوع شدید داشتم . همون موقع مامانم رسید. بهش گفتم زنگ بزن اورژانس من دارم میمیرم. اون بنده خدا هم هر چی زنگ زد که این دختر تشنج کرده و نمیتونه از جاش پا شه باز گفتن که اگه هوشیاره و میتونه حرف بزنه ما نمیتونیم نیرو بفرستیم خودتون بلندش کنید ببریدش بیمارستان. دیگه مامانم که دید به هیچ وجه کسی را نمیفرستن زنگ زد محمد. محمد اومد و رفتیم درمانگاه دم خونه مون. اونجا یه سرم و امپول زدم و بهتر شدم. جواب ازمایش بارداری هم منفی بود. از ظهر که اون اتفاق افتاد معده م بدجور درد میکنه. فکر میکنم به خاطر فشاریه که بهش اومده. فردا عصر نوبت سونوی داپلر گرفتم. برم ببینم بالاخره شاید معلوم بشه علت این درد عجیب چی بود
برچسب:
نویسنده: یاسین شاکری