خرید بک لینک

موهام مثل برگ خزون میریزه این روزها ، از بس همه جا پر مو شده کلافه میشم ، روی لباسهای دلبندم هم همش پر موهای منه ! خسته شدم ! منی که موهام اونقدر کم پشت بود حالا حس میکنم به زودی هیچی ازش باقی نمیمونه !!همسر میگه بذار خودم موهات را واست کوتاه کنم ، میگم نظرت چیه با موزر از ته کوتاه کنم؟؟ میگه نه ، بذار کوتاهش کنم

امروز صبح اما تا میگم از ریزش موهام خسته شدم بیا با موزر بزنشون ، میگه باشه الان میرم موزر را میارم ، از اینکه سریع راضی شد تعجب میکنم و خوشحال ! تا حالا توی عمرم جسارت چنین کاری را نداشتم . همسر موزر به دست میاد توی حمام و موهام را میریزه پایین ، وسطای کار میگه سرت را بیار بالا ببینمت ، بعد میخنده و میگه خیلی قشنگ شدی ! بهش میگم مسخره م نکن ، میگه نه والا جدی میگم خیلی بهت اومده ! قشنگتر از قبل هم شدی ! بهش میگم حدس میزدم چون صورتم گرده بهم بیلد .

خیلی خوشحالم که همسر با این مشکل من انقدر راحت برخورد میکنه و حتی بهم اعتماد به نفس میده و میگه اینجوری خیلی قشنگتر شدی! به سر کچلم توی آینه نگاه میکنم و لبخند میزنم ، واقعا بهم اومده !! بهش میگم جلوی سرم چقدر خالی شده ، میگه نه خیلی هم خوبه ، فکر میکنی ! تازه این مدت بهش برس خوب خوب میشه ! از این طرز برخوردش غرق شادی میشم و خدا را شکر میکنم که چنین همسری نصیبم کرده که عیب من را نه تنها به روم نمیاره که تازه انقدر هم خوب با این قضیه برخورد میکنه

روز تولدمه ، مامان زنگ زده که تبریک بگه ، بخاطر کرونا همه تلفنی بهم تبریک میگن .

فکر میکنم این روز را یادم بمونه ، تولد ۳۴ سالگیم که بخاطر کرونا هیچ جشنی نگرفتیم و همسر موهام را با موزر از ته زد !!!

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 23:40

صفحه بندی