رزا بدجور عشق دد شده. امروز صبح که باباش میخواست بره سرکار گریه میکرد که منو هم با خودت ببر بعد هم که باباش رفت اینقدر به در بالکن و در ورودی زد یعنی منو ببر بیرون .منم دیگه هر جوری بود یه کم سرشو گرم کردم ولی دیدم فایده نداره این بچه خیلی دلش بیرون رفتن میخواد بهش گفتم باشه مامان بیا تا لباساتو بپوشونم باهم بریم بیرون .دیدم خودش رفته توی اتاقش از روی تختش کاپشن و کلاهشو کشیده پایین و اورده میده دست من!!! لباساشو تنش کردم و بردمش یه کم توی کوچه مون. اول یکم پیاده خودش راه رفت بعدم رفتم و گذاشتمش تو کالسکه
توی مسیر داشتم به این فکر می کردم که اگه قرار باشه دیگه نرم سرکار باباش هم که دیر وقت شبا میاد منو این بچه صبح تا شب توی خونه ، بچه کلافه میشه .اینجا هم که مثلا من خودم تنها پیاده چقدر میتونم ببرمش بیرون در حالیکه محل کارم جاییه که اطرافش خیلی پارک هست و نزدیک میدان نقش جهان و گاهی هم میتونم پیاده ببرمش توی میدون یا توی پارک هشت بهشت تا بازی کنه. فکر کردم که اگه امسال هر جوری هست بگذرونم ، پرستار بگم بیاد خونه مامان ، یه پرستاری باشه که واقعاً رعایت کنه پروتکلها رو خیلی بهتر میشه . اگه امسال بگذره سال دیگه بچه دوساله شده اون موقع میتونم ببرمش مهد کناره محل کارم که خیلی نزدیکه. پیاده شاید ۲ ، ۳ دقیقه راه باشه ، بذارمش اونجا. از صبح مثلاً تا ساعت ده پیش خودم باشه ساعت ۱۰ که ریسمون میاد ببرمش بزارمش مهد تا حدود ۱۲ و نیم برم بیارمش پیش خودم و بعد یک و نیم راه بیفتیم بیایم خونه . کرونا هم ایشالا سال دیگه رفته اون موقع دیگه حتی میتونم با مترو و اتوبوس ببرمش که دیگه راحت نیاز به ماشین هم نباشه . محل کارم هم نزدیک ایستگاه اتوبوس هم ایستگاه مترو. 1 گرفتم هر جوری هست کارم رو ول نکنم . خیلی نگرانم که اگه بیکار بمونم تو خونه بدتر افسرده بشم .دیشب با مامان صحبت کردم . بهش گفتم مامان اگه ما یه پرستار بیاریم خونه تو مشکلی نداری؟؟ گفتش که اگه واقعاً راه دیگه ای ندارید نه اشکالی نداره دیگه چاره ای نیست پرسید نمیتوانیم بذاریدش مهد ؟؟ مهدها بسته است؟؟ گفتم که آره مامان بسته است ولی یه تعدادی بازن ولی بچه خیلی کوچیکه بخوام ببرمش مهد. بعد گفتم که میتونم دو سال بیمه بیکاری بگیرم و نرم سر کار . گفتش که خب بعد دوسال که دیگه مامان جات یکیو گرفتن نمیذارن برگردی گفتم آره مشکلم همینه ولی دیگه چیزی نگفت اینه که تعجب کردم که مامانی که اینقدر اصرار داشت که من کارم را ول نکنم و حتی این جور مواقع اگه می گفتم می خوام نرم سر کار خیلی دعوام میکرد واسم خیلی عجیب بود که دیشب هیچی نگفت که کارت رو ول نکن !! ولی شایدم باید بهش حق داد چون که الان شرایط مساعدی نداره ولی انشالله همه میگن بعد یک ماه حالش خیلی بهتر میشه ولی موضوع اینه که من باید توی این مدت بگردم دنبال یه پرستار خوب و به نظرم بهترین کار همین میاد اینکه امسال را یه جوری همون پرستار بیارم خونه مامان تا بچه دوسالش بشه . سال دیگه بعد عید میشه دو سال و سه ماه . اون موقع دیگه میتونم بذارمش مهد. شغلمم جوریه که خیلی تایم بیکاری دارم بنابراین میتونم همان حدود ۹ و نیم ۱۰ صبح ببرمش بزارمش مهد کنار محل کارم و دوازده و نیم برم دنبالش اینجوری بچه دو ساعت بیشتر توی مهم نیست و خیلی خوب میشه هم خودش عاشق بیرون رفتنه و سرش گرم میشه و دیگه توی خونه بهونه نمیگیره و هم من کارم را از دست ندادم
چون شرایط کارم اینطوریه به نظرم خیلی حیفه که بخوام از دستش بدم.
نظر شما چیه؟؟
بعد نوشت: همین الان زنگ زدم به مامان و باهاش صحبت کردم . گفت نه هیچ اشکالی نداره ، این مدت را پرستار بگو بیاد خونه ی ما تا هم بچه یه کم بزرگتر بشه و هم کرونا بره و بعدش دیگه ببرش مهد نزدیک محل کارت
برچسب:
نویسنده: یاسین شاکری