خرید بک لینک

راستش خیلی فکر کردم و دیدم اصلا درستش نیست که رزا را بخوام پیش مامان بذارم حتی وقتی انشالله بعد یک ماه هم حالش خوب بشه باز نباید کار سنگین بکنه و خب سر و کله زدن با یه بچه ی نو پا واقعا سخته و انرژی خیلی زیادی میخواد ، واسه همین تصمیم قطعیم را گرفتم و به رییسمون توی واتس آپ پیام دادم و دلایلم را عنوان کردم و ازش خواهش کردم تا وقتی کرونا هست اجازه بده یه پرستار واسه رزا بگیرم و بیارمش توی نمازخونه . از ظهر که خونده هنوز هیچ جوابی نداره و من دل توی دلم نیست که بالاخره جوابش را بدونم

رزا خیلی شیطون شده و از وقتی یاد گرفته راه بره تمام عشقش اینه که بره بیرون و راه بره ، مرتب بهانه میگیره که ببریمش بیرون ، میره کلاه و کاپیشنش را میاره میده دست من و جیغ ویغ میکنه یعنی اینکه منو ببرید بیرون!

خونه ی مامانمم که هستیم دیوونه میکنه همه را تا ببریمش تو حیاط راه بره و باید به زور از توی حیاط بیاریمش توی خونه. اگه ولش کنیم میخواد از صبح تا شب توی حیاط راه بره

امروز بعد از ظهر که رفتیم خونه مامان باز جیغ میزد که بره تو حیاط و من متعجب بودم که بعد این همه راه رفتن چجور هنوز انرژی داره !! وقتی ساعت ۸ نشستیم توی ماشین که بیایم خونه توی بغلم از خستگی بیهوش شد طفلکم !

واقعا با این شرایط گذاشتنش پیش مامان شدنی نیست اصلا !!! دعا کنید رییس قبول کنه ببرمش محل کارم با پرستار وگرنه شرایط سخت میشه برام

راستی رزا الان ۹ تا دندون داره و داره به سرعت دندون درمیاره ، یکی از آسیابی هاش دراومده و بقیه ش هم پر تاوله ، واسه همین یه مقدار هم بهانه گیر شده

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 21:23 توسط بانو |

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

صفحه بندی