رزا میگه : وقتی مامانم از خونه میره بیرون میگم خدا جونم یعنی مامانم کجا رفته؟ نکنه یه وقت یه اتفاقی براش بیافته؟؟؟؟
....
دم در خونه میگه دیشب یه خوابی دیدم. میگم چه خوابی؟ میگه یه خواب بد ! میگم خب چی بود مامان؟؟ میگه : یه مورچه رفته بود یه میمون را دستگیر کنه
......
رزا میگه : مامان من نمیخوام هیچ وقت ازدواج کنم. میگم چرا؟ میگه چون تو را خیلی دوست دارم. دلم نمیخواد از اینجا برم
برچسب:
نویسنده: یاسین شاکری